به گزارش شهر بورس، با شروع فروردین ۱۴۰۵، پیامکهای واریز حقوق شاید برای بسیاری از کارمندان، در ابتدا بوی بهبود وضعیت معیشتی بدهد؛ دیدن رقم ۳۳ میلیون تومان در انتهای فیش حقوقی، آن هم با رشد ۳۲ درصدی نسبت به سال قبل، میتواند هر کسی را به یک آرامش نسبی امیدوار کند. اما این دلخوشی زودگذر، تنها با مراجعه به یک سوپرمارکت یا با چرخزدن در سایتهایی مثل دیجیکالا، رنگ میبازد.
آنچه بودجهنویسان برای سال ۱۴۰۵ در نظر گرفتهاند، در علم اقتصاد با نام «توهم پولی» شناخته میشود؛ وضعیتی که در آن رقم اسمی درآمد بالا میرود، اما سرعتِ غول تورم آنقدر زیاد است که عملاً جیب کارمند را خالیتر از سال قبل میکند.
آمارهای رسمی بانک مرکزی نشان میدهد که نرخ تورم سالانه در پایان دیماه ۱۴۰۴ به ۴۴.۲ درصد رسیده و روندی صعودی را از بهمن ۱۴۰۳ طی کرده است. این گزارش تأکید میکند که محرک اصلی این وضعیت، افزایش نرخ ارز و حذف ارز ترجیحی بوده که منجر به جهش بیسابقه ۸۹.۹ درصدی در بخش خوراکیها (طبق دادههای مرکز آمار) شده است.
با توجه به روند فعلی، پیشبینی میشود تورم تا پایان سال به ۴۶ درصد برسد و در سال ۱۴۰۵ با عبور از رکورد ۵۳.۱ درصدی سال ۱۴۰۱، اقتصاد ایران را با چالشی بیسابقه روبرو کند.

ویترینِ واقعیت؛ وقتی سبد خرید «لاکچری» میشود
برای درک اینکه چرا این حقوقها به نیمه ماه هم نمیرسد، کافی است نگاهی به قیمتهای روز بازار بیندازیم. با چرخی در پلتفرمهای فروش آنلاین نظیر دیجیکالا در بهمن ۱۴۰۴، قیمت برخی اقلام اساسی برای تامین حداقلهای یک خانواده ۴ نفره به ارقام زیر رسیده است:
برنج و پروتئین: برنج هاشمی ۱۰ کیلویی ۴,۴۵۰,۰۰۰ تومان، یک کیلو گوشت گوسفندی ۱,۵۰۰,۰۰۰ تومان، یک کیلو مرغ ۲۲۰,۰۰۰ تومان و یک شانه تخممرغ ۲۰ عددی ۲۸۰,۰۰۰ تومان
روغن و چای: روغن مایع ۸۱۰ گرمی ۶۴۳,۰۰۰ تومان و یک بسته چای خارجی ۵۰۰ گرمی ۸۹۹,۰۰۰ تومان.
حبوبات و لبنیات: لوبیا چیتی (۹۰۰ گرم) ۶۴۵,۰۰۰ تومان، عدس ۳۹۷,۰۰۰ تومان، پنیر ۳۵۰ گرمی ۱۶۲,۰۰۰ تومان و شیر یک لیتری ۱۳۰,۰۰۰ تومان.
بهداشت و نظاف: دستمال کاغذی ۲۵۰ برگ ۱۰۰,۰۰۰ تومان و مایع ظرفشویی ۸۷,۰۰۰ تومان.
تجمیع این اعداد نشان میدهد که هزینه یک «سبد بقای حداقلی» (فقط خوراک و بهداشت) ماهانه به رقم خیرهکننده ۱۹,۱۸۵,۰۰۰ تومان رسیده است. این یعنی حتی برای کارمندی با حقوق ۳۳ میلیون تومانی، هنوز به وسط ماه نرسیده، غولِ گرانیِ خوراک بیش از نیمی از حقوق را میبلعد.
روایت اول: بررسی هزینههای زندگی کارمندی که صاحب خانه است!
حال تصور کنید آن کارمندِ متخصص و خوششانسی هستید که ۳۳ میلیون تومان حقوق میگیرید. دولت هم با اعطای ۴ میلیون تومان کالابرگ (برای خانواده ۴ نفره)، مجموع درآمدتان را به ۳۷ میلیون تومان رسانده است.
اگر صاحبخانه باشید، پس از کسر ۱۹.۲ میلیون تومان هزینه سبد بقا، برایتان ۱۷.۸ میلیون تومان باقی میماند. رقمی که شاید زیاد به نظر برسد، اما وقتی تقسیم بر ۳۰ روز و ۴ نفر شود، سهم هر نفر برای تمام هزینههای دیگر (قبوض، بنزین، لباس، مدرسه و درمان) تنها ۱۴۸ هزار تومان در روز است.
این یعنی زندگی در لبه تیغ؛ جایی که کارمند ما باید میان خرید یک جفت کفش برای فرزندش یا پرداخت قبض گاز، یکی را انتخاب کند. در این سناریو، رفاه جای خود را به زنده ماندنِ آبرومندانه داده است.
تمام این محاسبات در حالی است که فرض کردهایم این خانواده در انزوای کامل زندگی میکند؛ یعنی نه مهمانی از در وارد شده و نه این کارمند برای یک دورهمیِ ساده، هزینهای کرده است. در واقع، این حقوق ۳۳ میلیونی تنها به شرطی تا پایان ماه میرسد که کارمند، دورِ معاشرت و صلهرحم را یک خط قرمز پررنگ بکشد.
روایت دوم: کارمند مستأجر با حقوق 33 میلیونی
در سناریوی دوم، فاجعه حتی برای حقوقهای بالاتر هم به بنبست میرسد. برای کارمندی که ۳۳ میلیون تومان حقوق میگیرد و مستاجر است، اجارهبهای تهران دیگر یک هزینه نیست، بلکه یک حکم اخراج از پایتخت است. با میانگین اجاره ۱۷ میلیون تومانی برای یک واحد کوچک در مناطق معمولی، تراز مالی این خانواده به این شکل است:
کل درآمد (با کالابرگ): ۳۷ میلیون تومان.
هزینه سبد بقا (خوراک و بهداشت): ۱۹.۲ میلیون تومان.
اجارهبها: ۱۷ میلیون تومان.
مانده نهایی برای ۳۰ روز: ۸۰۰ هزار تومان!
شکافی که با درصد پُر نمیشود
با نگاهی به جدول حقوقی ۱۴۰۵ نشاندهنده یک بیعدالتی است. دولت با افتخار از رشد ۳۲ تا ۴۵ درصدی حقوق صحبت میکند، اما واقعیتِ ریالی نشان میدهد که تورم ۹۰ درصدی خوراکیها، کل این افزایش را پیش از واریز به حسابها بلعیده است.
بودجه ۱۴۰۵ برای یک کارمند، بودجهی حتی درجا زدن نیست، بلکه بودجهی عقب گرد است، زمانی که حقوق ۳۳ میلیون تومانی پس از کسر اجاره و خوراک، تنها ۸۰۰ هزار تومان برای یک ماه زندگی باقی میگذارد، صحبت از رفاه و جوانی جمعیت فرسنگها با واقعیت فاصله دارد.
این حقوقها در سال ۱۴۰۵، نه یک دستمزد برای زندگی، بلکه صرفاً کمکهزینهای برای تحمل فقر در کلانشهری است که هزینههایش دیگر با هیچ جدولی همخوانی ندارد.
گزارش: علیرضا حسابی















