به گزارش شهر بورس، غلامرضا تختی در ۵ شهریور ۱۳۰۹ در محله خانیآباد تهران متولد شد و در ۱۷ دی ۱۳۴۶ درگذشت. او که در میان مردم به لقب «جهانپهلوان» شهرت یافته، تنها یک کشتیگیر نبود، بلکه کنشگری اجتماعی و نمادی از مقاومت در برابر ساختار قدرت در دوران پهلوی به شمار میرفت.
تختی با کسب ۹ مدال طلا و نقره در رقابتهای المپیک و قهرمانی جهان، یکی از پرافتخارترین کشتیگیران تاریخ ایران است که نامش در تالار مشاهیر فیلا ثبت شده است. زندگی او ترکیبی از افتخارات ورزشی درخشان، فعالیتهای سیاسی در جبهه ملی و پایانبندی تراژیکی است که هنوز پس از ۵۸ سال، ابهامات پیرامون آن در کانون بحثهای رسانهای قرار دارد..در بیوگرافی غلامرضا تختی، به بررسی دقیق ابعاد زندگی و سوابق حرفهای این اسطوره کشتی میپردازیم.
بیوگرافی غلامرضا تختی
خانواده غلامرضا تختی اصالتاً از همدان بودند که به تهران مهاجرت کردند. پدربزرگ او در محله خانیآباد صاحب بنکداری و یخچال طبیعی بود که به «حاج قلی» شهرت داشت. پدرش، رجبخان، به دلیل فشارهای اقتصادی و مصادره زمینها برای احداث راهآهن، دچار مشکلات معیشتی شد که این امر بر دوران کودکی غلامرضا تأثیر عمیقی گذاشت.
دوران تحصیل: غلامرضا تحصیلات ابتدایی خود را در دبستان حکیم نظامی سپری کرد. او به دلیل وضعیت اقتصادی خانواده و ضرورت کار کردن، تحصیل در دبیرستان منوچهری را نیمهتمام رها کرد.
ورود به دنیای کار: او مدتی را به عنوان کارگر فنی در شرکت نفت مسجدسلیمان گذراند و پس از بازگشت به تهران و سپری کردن دوران سربازی، به صورت جدی وارد دنیای کشتی شد.
تختی اگرچه تحصیلات دانشگاهی نداشت، اما در «مدرسه زندگی» و در میان تودههای مردم آموخت که چگونه به یک مرجع اجتماعی تبدیل شود. او همواره به زبان ساده سخن میگفت و از تجملات پرهیز میکرد که همین سادگی، بخشی از کاریزمای ماندگار او شد.

سوابق ورزشی و افتخارات غلامرضا تختی
مسیر حرفهای غلامرضا تختی از باشگاه پولاد شروع شد، جایی که زیر نظر حسین رضیزاده تمرینات خود را آغاز کرد. او با فیزیک بدنی مناسب و پشتکار عجیب، خیلی زود به پیراهن تیم ملی رسید.
۱. درخشش در المپیکها: تختی نخستین کشتیگیر ایرانی است که در سه المپیک موفق به کسب مدال شد:
المپیک ۱۹۵۲ هلسینکی: کسب مدال نقره (نخستین مدال المپیک تاریخ ورزش ایران به همراه محمود نامجو).
المپیک ۱۹۵۶ ملبورن: کسب مدال طلا (اولین مدال طلای المپیک ایران در کنار امامعلی حبیبی).
المپیک ۱۹۶۰ رم: کسب مدال نقره.
۲. مسابقات جهانی: او در مسابقات جهانی نیز کارنامهای درخشان داشت و در رقابتهای ورشو (۱۹۵۱)، توکیو (۱۹۵۴)، تولیدو (۱۹۶۱) و یوکوهاما (۱۹۶۲) موفق به کسب مدالهای طلا و نقره شد. مجموع مدالهای او در سطح بینالمللی به ۹ عدد میرسد که برای دهه ۳۰ و ۴۰ شمسی، آماری خیرهکننده محسوب میشد.
۳. پهلوانی پایتخت: تختی سه سال پیاپی (۱۳۳۶، ۱۳۳۷ و ۱۳۳۸) برنده بازوبند پهلوانی ایران شد. او در کشتی پهلوانی نیز صاحب سبک بود و فنون «سگکبک» و «یکدست و یکپا» را با مهارتی خاص اجرا میکرد.
دستاوردها و نقش غلامرضا تختی در حوزههای اجتماعی
آنچه تختی را از سایر قهرمانان متمایز میکند، نقش او در بحرانهای اجتماعی بود. مهمترین نمود این فعالیت، واقعه زلزله بوئینزهرا در سال ۱۳۴۱ است. در حالی که مردم به دستگاههای دولتی برای کمکرسانی اعتماد چندانی نداشتند، تختی با یک کامیون و بلندگو در خیابانهای تهران به راه افتاد و با استقبال بینظیر مردم، حجم عظیمی از پول نقد، پتو و آذوقه را برای زلزلهزدگان جمعآوری کرد.
او در حوزه سیاست نیز فعال بود. تختی به دلیل علایق ملیگرایانه، به جبهه ملی ایران پیوست و در کنگره این حزب در سال ۱۳۴۱ به عنوان نماینده ورزشکاران انتخاب شد. این نزدیکی به جریانهای منتقد دولت، باعث شد تحت نظر ساواک قرار بگیرد و در سالهای پایانی عمر، با محدودیتهای شدیدی در ورود به سالنهای کشتی و فعالیتهای ورزشی مواجه شود.
در سال ۱۴۰۴، همچنان تحلیلگران اجتماعی از «مدل حکمرانی بر قلوب» توسط تختی به عنوان الگویی برای سلبریتیهای مسئولیتپذیر یاد میکنند. او ثابت کرد که قدرت نرم یک ورزشکار میتواند از قدرت سخت ساختارها پیشی بگیرد.
دیدگاههای اخیر و بازخوانی شخصیت تختی در سال ۱۴۰۴
در سال ۱۴۰۴، بازخوانی شخصیت تختی با رویکردهای مدرن جامعهشناختی همراه شده است. در همایشهای تخصصی که در دی ماه ۱۴۰۴ به مناسبت سالگرد درگذشت وی برگزار شد، کارشناسان به بررسی «اخلاق ورزشی در عصر حرفهای» پرداختند.
با وجود گذشت سالها، ویدیوهای کوتاهی از کشتیهای او و کلیپهای مستند درباره زندگیاش در شبکههای اجتماعی سال ۱۴۰۴ ترند میشود. این نشاندهنده عطش نسل جوان برای یافتن قهرمانانی است که اصالت و صداقت داشته باشند.
مشهورترین روایت از او، مدارا با حریف مصدوم (الکساندر مدوید) است. تختی در تمام مدت کشتی به پای مصدوم حریف یورش نبرد.

حواشی و ابهامات پایان زندگی غلامرضا تختی
مرگ غلامرضا تختی در ۱۷ دی ۱۳۴۶ در اتاق شماره ۲۳ هتل آتلانتیک تهران، بزرگترین معمای تاریخ ورزش و سیاست ایران است. گزارشهای رسمی دولت وقت، علت مرگ را خودکشی اعلام کردند، اما افکار عمومی و بسیاری از چهرههای سیاسی آن زمان، معتقد بودند که تختی به دلیل مخالفت با رژیم و محبوبیت بیش از حد، توسط ساواک به قتل رسیده است.
در سالهای اخیر و حتی در گزارشهای تحلیلی سال ۱۴۰۴، مستندات جدیدی از فشارهای روانی و اقتصادی بر تختی در ماههای آخر زندگیاش منتشر شده است. ممنوعیت ورود او به ورزشگاهها، قطع شدن حقوق ماهانهاش و اختلافات خانوادگی، عواملی بودند که روایت خودکشی را برای برخی محتملتر میکردند، اما جلال آلاحمد در آن زمان با جمله معروف «تختی زنده است»، بر این باور مهر تایید زد که پهلوان نمیتواند خودکشی کند و این یک حذف سیاسی بوده است.
در سال ۱۴۰۴، برخی از مورخان با استناد به اسناد تازه آزاد شده، به بررسی دقیقتر ارتباط تختی با گروههای دانشجویی خارج از کشور پرداختند که نشاندهنده عمق فعالیتهای پنهان او علیه استبداد بود. آرامگاه او در ابنبابویه شهرری، همچنان در ۱۷ دی هر سال، کانون تجمع هزاران نفری است که به یاد او شعار «پهلوانان هرگز نمیمیرند» سر میدهند.
غلامرضا تختی میراثی از خود به جا گذاشت که فراتر از تشک کشتی است. او به جامعه ایرانی آموخت که میتوان در اوج قدرت جسمانی، متواضع بود و در اوج شهرت، دردهای طبقه محروم را فراموش نکرد. داستان زندگی او، روایتِ صعود از کوچههای خانیآباد به سکوهای المپیک و فرودِ تلخ در هتل آتلانتیک است؛ روایتی که بخشی جداییناپذیر از هویت ملی ایران باقی مانده است.















