اشتراک گذاری
نرخ بهره بین بانکی در چهاردهمین هفته متوالی با ثبات باقی‌ماند

بحران ارزی و تورم مزمن؛ آیا تغییر رئیس‌کل گره اقتصاد را باز می‌کند؟

عبور دلار از مرزهای تاریخی و تداوم تورم‌های بالا، اقتصاد ایران را به نقطه هشدار رسانده است؛ در چنین شرایطی، بازگشت عبدالناصر همتی به بانک مرکزی بار دیگر نگاه‌ها را به کارنامه سه رئیس‌کل اخیر معطوف کرده است.
نرخ بهره بین بانکی در چهاردهمین هفته متوالی با ثبات باقی‌ماند

بحران ارزی و تورم مزمن؛ آیا تغییر رئیس‌کل گره اقتصاد را باز می‌کند؟

عبور دلار از مرزهای تاریخی و تداوم تورم‌های بالا، اقتصاد ایران را به نقطه هشدار رسانده است؛ در چنین شرایطی، بازگشت عبدالناصر همتی به بانک مرکزی بار دیگر نگاه‌ها را به کارنامه سه رئیس‌کل اخیر معطوف کرده است.

به گزارش شهر بورس، اقتصاد ایران در یکی از بحرانی‌ترین مقاطع چند دهه اخیر قرار گرفته است. تورم مزمن، کاهش مداوم ارزش پول ملی، بی‌ثباتی در بازار ارز و فشار سنگین بر معیشت خانوارها، شرایطی را رقم زده که نارضایتی عمومی به‌طور محسوسی افزایش یافته است. عبور نرخ دلار از مرزهای تاریخی و ثبت تورم‌های بالای ۴۰ و حتی ۵۰ درصد نشان می‌دهد سیاست‌گذاری پولی و ارزی در سال‌های گذشته نتوانسته نقش مهارکننده خود را ایفا کند.

در چنین فضایی، تغییر رئیس‌کل بانک مرکزی صرفاً یک جابه‌جایی مدیریتی نیست، بلکه تلاشی برای کنترل بحرانی است که به مرحله هشدار رسیده است. بازگشت عبدالناصر همتی به این جایگاه، پرسش‌های تازه‌ای درباره آینده سیاست‌های پولی ایجاد کرده و همزمان کارنامه سه رئیس‌کل اخیر بانک مرکزی را بار دیگر زیر ذره‌بین برده است؛ کارنامه‌ای که نشان می‌دهد وضعیت امروز، نتیجه انباشت تصمیم‌های چندساله است، نه عملکرد یک فرد.

دوره علی صالح‌آبادی؛ انضباط پولی بدون ثبات ارزی

علی صالح‌آبادی در مهر ۱۴۰۰ و در شرایطی سکان بانک مرکزی را در دست گرفت که تورم نقطه‌ای به مرز ۶۰ درصد رسیده بود. تمرکز اصلی سیاست‌ها در دوره حدود ۱۵ ماهه مدیریت او، مهار رشد پایه پولی و نقدینگی بود. آمارهای رسمی نشان می‌دهد رشد ۱۲ ماهه پایه پولی از بیش از ۴۲ درصد به حدود ۳۴ درصد کاهش یافت و در مقاطعی تورم نقطه‌ای نیز به کانال ۳۰ درصد نزدیک شد؛ هرچند تورم متوسط همچنان بالا باقی ماند.

تبلیغ درون‌خطی

اجرای سیاست‌هایی مانند کنترل مقداری ترازنامه بانک‌ها، ساماندهی ابزارهای پرداخت و حرکت به سمت اصلاحات نهادی، از نظر ساختاری قابل دفاع بود، اما در کوتاه‌مدت تأثیر محسوسی بر معیشت مردم نداشت. در بازار ارز نیز با وجود تلاش برای ایجاد ثبات، ضعف در مدیریت انتظارات و تشدید نااطمینانی‌ها، در نهایت به جهش نرخ دلار در نیمه دوم سال ۱۴۰۱ منجر شد.

دوره محمدرضا فرزین؛ سیاست‌های پرریسک و جهش ارزی

محمدرضا فرزین با شعار مدیریت بازار ارز و کاهش رانت، سیاست تمرکز عرضه ارز و یکسان‌سازی نرخ‌ها را در پیش گرفت. با این حال، اجرای دستوری این سیاست‌ها به سرعت به افزایش شکاف میان نرخ رسمی و بازار آزاد انجامید. محدودیت‌ها و بروکراسی سنگین، بخشی از تقاضا را به بازار غیررسمی سوق داد و شفافیت بازار ارز کاهش یافت.

در این دوره، نرخ دلار مسیر صعودی پرشتابی را تجربه کرد و طی کمتر از سه سال رشد قابل‌توجهی را ثبت کرد؛ روندی که به تشدید بی‌ثباتی و افزایش انتظارات تورمی دامن زد.

دوره عبدالناصر همتی؛ تجربه مدیریت در شرایط تحریم

همتی نخستین‌بار در سال ۱۳۹۷ و همزمان با تشدید تحریم‌ها ریاست بانک مرکزی را بر عهده گرفت. او تلاش کرد با ترکیبی از ابزارهای پولی و ارزی، از بروز شوک‌های شدید جلوگیری کند. هرچند در این دوره نیز تورم بالا و کاهش ارزش پول ملی ادامه داشت، اما شدت نوسانات ارزی نسبت به دوره‌های بعد محدودتر بود.

بازگشت همتی در شرایط کنونی، بیش از آنکه نشانه بازگشت به گذشته باشد، تلاشی برای استفاده از تجربه مدیریتی در بحرانی عمیق‌تر است؛ بحرانی که اکنون نه‌تنها بازار ارز، بلکه اعتماد عمومی و معیشت مردم را نیز تحت تأثیر قرار داده است.

مشکل بانک مرکزی است یا اقتصاد کلان؟

مرور عملکرد سه رئیس‌کل اخیر نشان می‌دهد بحران امروز اقتصاد ایران حاصل عملکرد یک فرد یا یک دوره خاص نیست. اصلاحات نیمه‌تمام، سیاست‌های پرریسک و محدودیت‌های ساختاری اقتصاد، همگی در شکل‌گیری وضعیت کنونی نقش داشته‌اند. اکنون اقتصاد ایران به نقطه‌ای رسیده که با راه‌حل‌های کوتاه‌مدت قابل درمان نیست و موفقیت یا شکست رئیس‌کل جدید، بیش از هر چیز به اصلاحات عمیق‌تر در سیاست‌های اقتصادی وابسته خواهد بود.

منبع: اعتماد

اخبار مرتبط

نظرات

بدون نظر! اولین نفر باشید.

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *